محمد تقي جعفري

150

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تحريك ، اگر با تعديل در هدفهاى دو نيروى مزبور ، حالت تعديل بوجود بياورد ، جريان مزبور فطرت سالم دو نيروى تركب يافتهء اراده و خوددارى مىباشد . 2 - محبت و عدالت - هر يك از دو پديدهء مزبور ، در درون آدمى جريان قانونى مخصوص به خود دارد . محبّت از قرار گرفتن در جاذبيت موضوع محبوب بوجود مىآيد . براى هر يك از « قرار گرفتن در جاذبيت » و « موضوع محبوب » و « مختصات كسى كه در جاذبيت قرار گرفته است » جريانات قانونى روانى و رفتارى معينى وجود دارد . همچنين عدالت كه عبارت است از رفتار مطابق قانون . جريانات قانونى معين با نظر به « وضع روانى و محيطى شخص عادل » و « قانونى كه رفتار مطابق آن انجام مىگيرد » و « رفتارى كه بيان كنندهء عدالت است » دارا مىباشد . هر يك از اين دو پديده ( محبت و عدالت ) با مختصاتى كه دارد ، غير از ديگرى است ، ولى در حال تركب به پديدهء سومى تبديل ميشوند كه جريان قانونى مخصوصى دارد . مثلا محبّت از قرار گرفتن عاطفى در جاذبيت موضوع محبوب ، به قرار گرفتن در جاذبيت يك گرايش و الا كه منطق ساير قوانين تاييدش مىكند ، مبدل مىگردد ، در اين صورت مىتواند با پديدهء عدالت كه رفتار مطابق قوانين است تركب پيدا كند و در جريان قانونى مخصوص به خود قرار بگيرد . در اين جريان قانونى دو پديدهء تركب يافتهء مزبور در فطرت اصلى خود حركت مىكنند . تطبيق فطرت به جريان قانونى نيروها و احساسات عالى آدمى به اضافهء نيروها و احساسات و فعاليتهاى عضوى و روانى طبيعى ، داراى عوامل ديگرى است كه مىتوان آنها را نيروها و احساسات و فعاليتهاى عالى روان ناميد . اين عوامل هم با نظر به تجربه‌ها و مشاهدات فراوان كه در عموم انسانها تقريبا به عمل آمده است ، براى خود قوانين معينى دارند كه در صورت جريان آن عوامل مطابق قوانين اختصاصى خود ، از فطرت اولى برخوردار مىباشند . ما برخى از اين عوامل را در اين مورد مطرح مىكنيم :